با کدامین واژه دردهایت را معنا کنیم زمانی که تو تمام رنج هایت را پشت لبخند آرام و همیشگی ات پنهان کردی و وانمود کردی که هیچ رنجی وجودت را به لرزه در نیاورده....
عزیزم از تو ممنونم، که سوسویی نشان دادی دمیدی در غزلهایم، به شعر مرده جان دادی مرا می خواستی در شمس، مولانا برقصانی اگر زلفی رها کردی، اگر دستی تکان دادی تو آن ماهی که سی سال است در شهریور کویر تشنه ی شب را نشان کهکشان دادی عزیزم از تو ممنونم که دریاوار شوریدی به دوش قایق تنها، شکوه بادبان دادی تقدیم به تو












سلام به همتون.خیلی وقته كه نبودم ببخشید...
با یك روز تاخیراومدم كه تولد عزیز دله،جیگر،مهربونه،...خودمو تبریك بگم.
این عشق من توقلب همه هست!
28 سال پیش بود كه خدا چنین فرشته ای رو برامون فرستاد.اینی فقط یه فوتبالیست نیست.اون از همه لحاظ كامله!
در سن 12 سالگی و وقتی که استعداد یاب های بارسلونا او را در حال بازی برای آلباسته در تورنومنت بورونت کشف کردند به بارسا پیوست.
از همون موقع تو دله همه جا شد.
شد یكی كه بودن یا نبودنش خیلی فرق می كرد.
...یكی از جنس الماس یا حتی یكی از جواهرات كم یاب دنیا!!
می دونم دارم سرتونو درد میارم.دوست داشتم كه یه تولده مجلل براش بگیرم اما حیف كه نشد...
دوست داشتم یه یاد آوری بكنم كه تولد اینی بوده.نا سلامتی اونم از بارساییاست.عكس ها رو قرار كه مهتا برامون بذاره.واسه همینه كه هیچی نذاشتم.
همتون رو خیلی دوست دارم.امید وارم كه تو نظراتتون تولد اینی رو بهم تبریك بگید.
جمله ی امشب هم میشه....
اینی جون تفلدت مبارك!!!
مصدومیتی جدید برای پویول؛ احتمال غیبت او در یورو2012
پزشک تیم ملی اسپانیا: به حضور ویا در یورو خوش بینم
پدر گواردیولا:دختر بزرگ پپ خیلی ناراحت بودو از پدرش جدا نمی شد
قطر آخرین حضور پپ برروی نیمکت بارسا
تیاگو آلکانتارا: پویول نهایت تلاشش را برای حضور دریورو2012 انجام می دهد
گئورگه هاجی: مسی یک نابغه در تیمی فوق العاده است
داوید ویا، فوروارد اسپانیایی بارسلونا به دنبال آن است تا بیسنته دل بوسکه را متقاعد کندکه او را به رقابتهای یورو2012 ببرد. بهترین فرصت برای این مهاجم اسپانیایی، اثبات آمادگی اش در فینال کوپا دل ری است. این درحالی است که ویا از دسامبر سال 2011 به خاطر شکستگی استخوان پایش در رقابتهای جام باشگاه های جهان از میادین ورزشی به دور بود ولی طبق اعلام کادنا کوپه، سه هفته ای است که به تمرینات بازگشته و امیدوار است تا در فینال کوپا دل ری مقابل اتلتیک بیلبائو برای بارسا به میدان برود. ویا امیدهای فراوانی دارد تا در صورت حضور در فینال ورزشگاه بیسنته کالدرون، بتواند نظر مثبت دل بوسکه را به خود جلب کند. دل بوسکه در روز 15 ماه می، لیست 30 نفره ای از بازیکنان منتخبش را اعلام می کند و لیست نهایی او دو روز بعد از فینال کوپا دل ری اعلام خواهد شد. دل بوسکه اخیرا اعلام کرده که تمایل زیادی دارد تا به ویا تا آخرین لحظه فرصت دهد تا او بعد از بازگشت از روزهای سخت مصدومیت توانایی اش را اثبات کند تیم ملی اسپانیا در رقابتهای یورو2012 با تیمهای ایتالیا، جمهوری ایرلند و کرواسی هم گروه است. با تمام وجود خوشحالم! واقعااااااااااااااااا خبر خوشحال کننده ای بود! دلم خیلی خیلی واست تنگ شده پسر.... با درخشش برگرد.... زمین های لهستان و اوکراین منتظر درخشش تو هستند.... 







تیتو ویلانووا، سرمربی فصل آینده
بارسا، اولین حضورش روی نیمکت این تیم را در دیدار خیریه پپ گواردیولا که
اواخر همین ماه برگزار می شود، تجربه می کند. گواردیولا هفته گذشته اعلام کرد که در پایان فصل از بارسا جدا
خواهد شد و باشگاه کاتالانی دستیار اول او را به عنوان سرمربی جدید معرفی
کرد. آخرین حضور رسمی گواردیولا روی نیمکت بارسا، دیدار فینال کوپا دل ری مقابل بیلبائو خواهد بود. در این دیدار خیریه، گواردیولا هدایت نیمی از تیم بارسا را برعهده خواهد داشت و هدایت تیم مقابل برعهده ویلانووا خواهد بود. تاکسیه تریاس، شهردار بارسا در گفتگو با خبرنگاران گفت:" همه
تیم های شهر ما مهم هستند اما بارسا مهم تر از بقیه است. آنها باعث توجه
رسانه ها به این شهر شده اند و بازی کردن دو تیم از این باشگاه با دو مربی
فوق العاده است. با تشکر از این باشگاه و دو مربی."
ویسنته دل بوسکه، سرمربی تیم ملی
اسپانیا، اعلام کرد تا هر زمانی که ممکن باشد در انتظار داوید ویا، مهاجم
مصدوم بارسا، خواهد ماند و امیدوار است که بتواند از این بازیکن باتجربه در
رقابت های یورو 2012 استفاده کند. دل بوسکه قصد داشت فهرست نهایی اش برای رقابت های یورو 2012
را روز 23 می اعلام کند اما برگزاری دیدار فینال کوپا دل ری بین بارسا و
بیلبائو در روز 25 می، او را مجبور کرد تا انتخاب فهرست نهایی اش را 4 روز
به تاخیر بیندازد. ویا در دیدار بارسا مقابل السد در رقابت های جام باشگاه های
جهان دچار مصدومیت شد وتاکنون نتوانسته برای تیمش به میدان برود اما دل
بوسکه تاکید کرد که به این بازیکن فرصت کافی برای اثبات آمادگی اش خواهد
داد. سرمربی لافوریا روخا به خبرنگاران گفت:" ویا در یورو؟ من
دیروز با پپ صحبت کردم. ما تا آخرین لحظه در انتظار او خواهیم ماند. او
بهترین گلزن ماست."
احتمال تکرار سرنوشت بارسا در لافوریا روخا..
اوقات ژاوی تلخ بود. میپرسید:«مردم چه فكر میكردند؟»، «نكند فكر میكردند
كه قرار است ما تمام بازیهایمان را 3-صفر ببریم؟ بعضی وقتها چیزهایی كه
میشنوم را نمیتوانم باور كنم. نمیتوانید درك كنید كه این كار چقدر سخت
است؟ تیمهای یك گروه از افراد احمق نیستند. ما قهرمان اروپاییم و به همین
دلیل همه مثل گرگ به ما حمله میكنند و ما را تحت فشار قرار دادهاند. داخل
زمین یك متر جای خالی پیدا نمیكنی و یك ثانیه نمیتوانی آرامش داشته
باشی. همیشه 10 نفر پشت توپ ایستادهاند و فشار بازی را تحمل میكنند.»
اینها نقل قولهایی بودند كه اگر در 10 روز گذشته میشنیدیم جای تعجب
نداشت اما نشنیدیم. دوسال پیش قبل از فینال جام جهانی بود كه چنین حرفهایی
زده میشد. شاید بگویی الان وقت این است كه به یاد آوریم برای چه مدت
طولانی، بازیكنان بارسلونایی تیم ملی اسپانیا در تمام جبههها به دنبال
تاریخ سازی بودهاند، نه اینكه از فشار و خستگی و اثراتی كه این دو چه جسما
و چه روحا میتوانند داشته باشند صحبت كنیم.
ناكامی بارسلونا در دفاع از عنوان قهرمانیاش در لیگ قهرمانان ثابت كرد
كه باید قبول كنیم برخی توقعات از بارساییها غیرمنصفانه بوده و اینكه
باید در مورد آنها تجدید نظر كرد. ممكن است تاسف بخوری چرا تیمی كه انقلابی
در دنیای فوتبال به وجود آورده نتوانست مدال افتخار فوتبال اروپا را از آن
خود كند. به نظر خیلیها این ناكامی تنها یك فرصت به هدر رفته بود اما
باید پذیرفت كه این ناكامی، حقیقتی مثل سلطه سه ساله بارسا بر تمام
رقابتها، آن هم به بهترین شكل در سه دهه اخیر را، تحت الشعاع قرار داده و
آن را محو كرده است. در واقع هیچ تیمی از زمان لیورپول اوایل دهه 80 تا این
مرحله پیشرفت نكرده بود، حتی میلان آریگو ساچی.
میلان ساچی، در طول 4 فصل تنها 2 بار جام باشگاههای اروپا را برد و یك
بار هم سری A. در دو سوی دیگر این دو قهرمانی دو ناكامی بزرگ بود. آنها یك
بار در فصل 1988-1987 در دور دوم جام یوفا حذف شدند و در فصل 1991-1990 در
یك چهارم نهایی جام باشگاهها از رقابتها كنار رفتند.
بر خلاف آن میلان، بارسا در همین مدت دو بار لیگ قهرمانان، سه بار
لالیگا و یك بار جام حذفی (دو بار هم به فینال این جام رسیده) را برده و 2
بار تا نیمه نهایی لیگ قهرمانان بالا آمده. شكی نیست كه این آمار یك ركورد
استثنایی محسوب میشوند اما در آستانه رقم زدن یك ركورد تاریخی، فشار فلج
كننده دیگر به كاتالانها امان نداد و همین سرانجام سبب شد گواردیولا راه
خروج از نوكمپ را در پیش بگیرد. برای مربی بارسا، فشار در سطح فوتبال
باشگاهی خلاصه میشود اما برای بیشتر بازیكنان او وضعیت اینطور نیست. در
حقیقت بازیكنانی مثل ژاوی، آندرس اینیستا، كارلس پویول، جرارد پیكه، سرخیو
بوسكتس و به میزانی كمتر برای بازیكنانی همچون داوید ویا و پدرو همیشه این
فشار وجود داشته و حالا این فشار در آستانه تشدید شدن است.
در سال 2010 بهعنوان مثال، فرصت بینظیری در اختیار اسپانیا قرار گرفت
تا سومین تیم تاریخ شود كه دو سال بعد از فتح یورو، جام جهانی را هم برای
نخستین بار میبرد. حالا یك فرصت كمنظیرتر در اختیار این تیم قرار گرفته
تا نخستین تیم تاریخ شود كه سه جام معتبر بینالمللی را پشت سر هم فتح
میكند اما این وسط یك مشكل وجود دارد؛ در واقع اصلیترین مشكل این است كه
امكان دارد دیگر رمقی در پاهای بازیكنان این تیم باقی نمانده باشد به خصوص
برای بازیكنان بارسلونا كه مدام تحت فشار بودهاند و حتی تعطیلات هم
برایشان مثل اواسط فصل بوده است. اهمیت این موضوع زمانی روشن میشود كه
بدانی در میان تمام تیمهای بزرگ تاریخ تنها دو تیم، یكی باشگاهی و دیگری
ملی توانستهاند دست به كاری بزنند كه بارسا در این سه سال انجام داده است:
بایرن مونیخ 1971 تا 1976 و آلمان 1972 تا 1976 .
رئال مادرید اواخر دهه پنجاه اروپا را تحت سلطه خود درآورده بود اما در
واقع یك تورنمنت بینالمللی واقعی كه باعث از بین رفتن تمركز بازیكنان این
تیم شود وجود نداشت. تیم ملی اسپانیا حتی به جام جهانی 1958 هم راه پیدا
نكرد. لیورپول در فاصله سالهای 1975 تا 1984و بنفیكای 1960 تا 1962 دوران
استثنایی داشتند اما این دوران مصادف بود با ناكامیهای وحشتناك برای
تیمهای ملی كشورهایشان. بهعنوان مثال پرتغال چهار سال بعد از پایان
دوران اقتدار بنفیكا از موفقیتهای این تیم بهره برد. به طرزی مشابه، هلند
جام جهانی 1974نیز بعد از افت و از هم پاشده شدن آژاكس بزرگ جان گرفت. حتی
شرایط فرانسه قهرمان جام جهانی 1998 و یورو 2000 هم مثل بارسا نبود چون
اكثر بازیكنانش در سطح اروپا پراكنده شده بودند. با این وجود اثرات تغییر
فرم رقابتهای جام باشگاهها به لیگ قهرمانان روی بازیكنانش تاثیر گذاشت و
سبب شد آنها در همان دور اول جام جهانی حذف شوند.
پس تفاوت آلمان غربی 1972 تا 1976 با این تیمها چه بود ؟ خب آنها
زمانی كه به فینال یورو 76 رسیدند و در آنجا در ضربات پنالتی مغلوب
چكسلواكی شدند، تنها یك قدم با انجام ماموریت غیرممكن قهرمانی در سه
تورنمنت بزرگ فاصله داشتند؛ كاری كه پیش از آن هیچ تیم دیگری نتوانسته بود
انجام دهد اما حتی شرایط همین آلمان هم با بارسلونا امروزی فرق داشت. درست
است كه آلمان با 6 بازیكن بایرن مونیخیاش تا مرز فتح جام ملتها رفت اما
بعد از درخشش این 6 بازیكن در یورو 76، بایرن لیگ را در نیمه پایین بوندس
لیگا و در رده دهم به پایان برد. فرانتس روث، هافبك سابق ژرمنها با
یادآوری آن دوران میگوید:«خسته و كسل بودیم. كلی بازی سخت برای باشگاه و
تیم ملی انجام داده بودیم. كاملا مشخص بود كه فصل بعد به مشكل برمیخوریم.»
حالا سوال این است كه آیا اتفاقی كه برای آلمان و بازیكنان مونیخیاش
افتاد برای اسپانیا و هسته بارساییاش هم تكرار میشود. چند روز پیش هافبك
سابق لیورپول، گرام سونس گفت هیچ چیز مثل پیروزی به جسم و روح آدمی انرژی
نمیدهد. حرف او شاید درست باشد اما بارسا در دو تورنمنت باخته است و حالا
بازیكنانش باید تحت فشار بیشتری بازی كنند. یك موضوعی كه بایرن مونیخیهای
دهه 70 از آن گله داشتند این بود كه مردم و هواداران به واسطه موفقیتهای
پی در پی از آنها توقع داشتند همیشه به بهترین شكل بازی كنند و بهترین
نتایج را بگیرند. حالا همان شرایط برای اسپانیا تكرار شده است.
از سال 2010، قهرمان جهان به زحمت 29 بازی درست و حسابی انجام داده
است و برخی از آنها هم تنها دیدارهای نمایشی به هدف جمع آوری پول برای امور
خیریه در كشورهایی مانند كاستا ریكا و مكزیك بوده است اما وقتی به مجموع
بازیهای آن در 4 سال گذشته نگاه میكنی میبینی كه وضعیت فرق دارد. طبق
آمار از آغاز یورو 2008، هسته مركزی (5 تا 7 بازیكن كلیدی) هر یك از مدعیان
یورو 2012 در هر سال به طور میانگین این تعداد بازی كردهاند: اسپانیا
58، انگلیس 56، فرانسه 49، پرتغال 47، آلمان 46، ایتالیا 45، هلند 44.
در مجموع 4 سال این بازیها به رقم بالایی میرسد و همانطور كه انتظار
میرود روی بازیكنانی كلیدی مثل ژاوی فشار زیادی وارد میشود. از زمان برد
4-یك برابر روسیه در نیمه نهایی یورو 2008 كه آغاز درخشش اسپانیاییها بود،
ژاوی به طور میانگین در هر سال 66 بازی انجام داده است، یعنی 6 بازی بیشتر
از همه كسانی كه احتمالا در یوروی اوكراین و لهستان بازی خواهند كرد. با
این آمار تعجبی ندارد كه او در چند هفته اخیر خودش را فراموش كرده باشد و
باز هم تعجبی ندارد كه گواردیولا در بسیاری از بازیها خیلی زود او را از
میدان بیرون میكشد. تنها میتوان گفت چنین روندی طاقت فرسا است.
یك مشكل دیگر این است كه چنین موفقیت طولانی مدتی تنها تاثیر روحی و
جسمی ندارد. این موفقیتها طرز برخورد و مقابله تیمهای حریف با تو را نیز
تحت تاثیر قرار میدهد. وقتی تیم به موفقیتهای بزرگ دست پیدا میكند خواه
ناخواه هالهای از تعریف و تمجیدهای مبالغهای اطراف آن را پر میكند و
همین موضوع دیگر تیمها را تحریك میكند كه برای از بین بردن این هاله
بیشتر به خودشان فشار بیاورند. دو سال پیش وقتی اینتر، بارسلونا را در نیمه
نهایی لیگ قهرمانان شكست داد، سطح توقعات پایین آمد و فشار از روی هسته
بارسایی اسپانیا در جام جهانی برداشته شد و همین اتفاق زمینه قهرمانی آنها
را فراهم كرد. در تابستان امسال چلسی میتواند چنین داستانی را تكرار كند.
شكی نیست كه در این دوره از یورو ایتالیا و ایرلند جووانی تراپاتونی با
تمام قوا روبروی اسپانیا صفآرایی میكنند. اسپانیا اما هنوز هم میتواند
به لطف زیرساختهای قدرتمندش كه آن را همچون یك تیم باشگاهی هماهنگ كرده
موفق باشد اگر مسائلی مثل خستگی و كج خلقی بازیكنان مانعش نشود. تابستان
امسال شاید خشم سراغ ژاوی نیاید اما خستگی... ؟
طبق گزارش منتشره در روزنامه اسپورت کاتالونیا، جوردی آلبا، مدافع باشگاه والنسیا اولین خرید تابستانی بارسلونای تیتو ویلانووا خواهد بود.
این بازیکن ملی پوش اسپانیایی که یکی از برترین بازیکنان این فصل والنسیا بوده، قبل از آنکه در سال 2005 به والنسیا بپیوندد، برای هفت سال در تیم پایه ای بارسلونا توپ می زد.
بعداز فروش و انتقال ماسکول در ماه ژانویه و ابهامات موجود درمورد آینده اریک آبیدال بعد از پیوند کبدی که انجام داد، بارسلونا در حال حاضر یک مدافع چپ ندارد. اکنون به نظر می رسد که جوردی آلبا گزینه مد نظر سران بارساست و این انتخاب به دلیل اشنایی او با این باشگاه است.
طبق گزارشهای منتشره او با این انتقال موافت کرده و تنها جزئیات کوچکی برای توافق باقی مانده. شنیده می شود که سران بارسلونا به دنبال آن هستند تا او را در بازار تابستانی به خدمت بگیرند.
قرارداد کنونی آلبا با والنسیا در سال 2013 به اتمام می رسد. از سوی دیگر سران بارسلونا برای جذب این بازیکن کارسختی دارند، چرا که باید با تیمهایی مثل منچستریونایتد، میلان و ناپولی به رقابت بپردازند.
اشک هایی که از چشمان هــــواداران باریــــــد....نگــاه هایی که بر روی
چهـــره ی تومـــاند....همگی میخواستنـــند بگویند دوستت داریــم پـــپ همگی میخواستــند بگوینــــد دلمان
برایت تنگ میشــــود مـــــرد کمــپ نـــو همه آنهـــا میترسیـــدند از آن کــه روزی بگویــند خداحافظ
مربــی...خداحافــظ پـــپ. هیچ وقـــت فکر نمیکردنـند آنهــا را تنها
گذاری...گویــی سرنوشــت تو تا ابــد با بارســا گره خورده اســت... بازیکــن ها
سعی کردنــد خودرا قوی نشان دهــند نمیخواستــند طوری جلوه دهــند کــه گویی
مانــند نوزادی از مادرشان جدا میشـــوند....آخـــر تو برای آنهــا هم مــادر بودی
هم پـــدر....عاشقــانه
دوستت میـــدارند پـــپ گویی تو خدایشــان
باشی...چهره ی غمگین ژوای این را ثابــت میکنــد....مســی آنقدر تو را دوســت داشت
کــه میدانســت اگر تو حرفی از رفتن بزنی اشک ها امانش نمیدهنـــد....نتوانست
شاهــد صحبت هایــت باشــد..! آه پـــپ اگــر میدانستی که با رفتنت چــه
اندوهی بر دل هوادارانت آوردی...ولی همگــی اشک می ریزیم و بــه یاد می آوریـــم
که چــه روزهایی بــا تو خندیدیـــم و با تو گریــه کردیــم....ماننـــد همان
کودکی کــه برای اولیـــن بار برای بارســا گریـــه کردصحبـــت هایــت را گوش
میدهیـــم و میمانیـــم بر فلسفـــه ی بارسایی بـــودن....همگـــی افتخــار میکنیم
که تورا داشتیـــم همگی به خـــود می بالیــــم.ولی پـــپ با رفتنت لرزه در دل
بــارسایی ها انداختـــی! حــالا چــه کسی میخواهــد حق کاتالان های
غیـــور را از مادریــدی های مغـــروز بگیـــرد...چــه کسی میخواهــد انگیزه را در
ساق های بازیکنـــان تزریق کنــد؟!چقـــدر خوب بـــود زمان در همــین 4 سال کــه
ماندی می ایســتاد....چقـــدر خوب بـــود کــه میدانستی که تا ابـــد از تــو
خستـــه نمیشویــــم مـــــــرد!....آنقــدر متواضعی کــه همیشــه بد بودن را بر
خود دانستــی .....حتـــی از نفری نا به حال انتقاد نکردی...در حالی کــه خود
بهترین بـــودی..... همیشـــه بمــان در کنــار بارسا همیشــه بمان
آبی و انــاری....ای بهتریــن مربی ام.... کاش میدانستی کــه چقـدر دوستت داریـــم
مــــــرد..... بمــان با مــا تا بمانیــم...ما میمانیــم تا توروزی کــه برگردی...

مـتن از خــودم بــود اگــه بد بود ببخشیــد...
عکـــس های بازی دیشب:::
بارسلونـــا خشــم خود را نشــان داد...این تیم به هیچ تیمی رحـــم نمیکنـــد
بارســا 7-رایووایکانـــو 0
7گل برای تو شماره ی 7 بارسا....این 7 گل تقدیم به تو داویــد ویــا
پـــاسور لالیگا شــد








تیاگو و دنی آلوز هم بعد از بازی تو توئیتر از هواداران و بازیکنان رایووایکانو معذرت خواهی کردن
دنی گفتــه:::
تیاگــو گفته:::
گر در زمان جشن گرفتن گلمان، هواداران رایو
وایکانو را ناراحت کردیم، از آنها عذرخواهی می کنیم. ما قصد ناراحت کردن
کسی را نداشنیم و این اتفاق دیگر رخ نخواهد داد.»

"جوزپ گواردیولا" بی تردید به تیمی فراخوانده شد که پتانسیل بهترین شدن در
جهان را داشت و چه بسا اگر این تیم در اختیار "سرآلکس فرگوسن" قرار می
گرفت هم همین موفقیت ها را کسب می کرد. visca el barca visca catalunya
طرفدار گواردیولا باشید و یا نه، بارسلونا را دوست داشته باشید یا خیر، و
اصولا فوتبالی باشید یا نباشید، نمی توانید از بزرگمنشی این مربی جوان و
جنتلمنمآب بودنش بسادگی بگذرید. گواردیولا در روزی که به قول طرفداران
بارسلونا مقابل اتوبوس پارک شده چلسی در هجده قدم شکست خورد، قبل از هر چیز
به حریف خود به خاطر صعود به فینال تبریک گفت. بارسلونا در آن بازی
میتوانست با پنالتی مسی به فینال راه پیدا کند اما این بازیکن آرژانتینی
توپ را به تیر دروازه کوبید. پپ بشدت از مسی و هم تیمی هایش دفاع کرد و به
نوعی باخت را به گردن گرفت.
انچه در این بین خیلی جالب است اینکه گواردیولا بخت و اقبال را پیش نمی کشد و
از خود مایه می گذارد آنجا که می گوید:"ما همه راه ها را امتحان کردیم اما
راه بسته بود."
گواردیولا پس از اینکه از سمت خود کنار کشید ، بشدت از "تیتو ویلانووا"
دفاع کرد و گفت بهترین گزینه برای جانشینی وی بوده است. گواردیولا دلیل
جدایی از بارسلونا را اینگونه برمی شمارد: "می دانم بهترین نیمکت مربیگری
دنیا را ترک می کنم. از دستاوردهایی که در این مدت کسب کردیم کاملا راضی
هستم. امتیاز بزرگ من این بود که مربی تیمی بودم که بازیکنان فوقالعاده ای
داشت، می خواهم از همه آنها تشکر کنم."براستی چنین حرفه ای گری و بینشی نباید گواردیولا را به کسب چنین موفقیت
هایی نائل گرداند؟ در فوتبال ما مربی و بازیکن فقط فرافکنی کرده و به شعور
تماشاگر توهین می کند. ای کاش الگوهای جماعت فوتبالی ایران، شخصی چون پپ
گواردیولا بود... ای کاش ...












.











شاید هم این تنها بهانه ای باشد که بتوان غم جدایی پپ بزرگ را
برای کاتالان ها کم کرد، تا به این امید نبود سرمربی موفق و دوست داشتنیشان
کمتر آنها را آزار دهد.
یاد اولین حرفش که می افتی تازه میفهمی او چه می
خواست و چه کرد: «بی شک مردم به ما افتخار خواهند کرد.»
جمله ای که سرآغاز و
پایان جانشین خَلَف یوهان کرویف افسانه ای بود.
با آغاز عصر او تیم
بارسلون به هرچه جام بود رسید و حالا پس از نزدیک به چهار سال و حتی با از
دست دادن همه ی آن جام ها نیز ایستاده مورد تشویق قرار گرفت.
این همان
وعده ی تحقق یافته ی مرد محبوب نیوکمپ بود. رسیدن به درجه تیم رویایی. مربی
جوان و پرافتخاری که با دستاوردهایش جرات بر زبان آوردن توصیف: «بهترین
تیم قرن» را به ما می داد.
حالا طرفداران حاضر در نیوکمپ از جانب تمام
هواداران بارسلونا در سراسر جهان برای خداحافظی با پپ دوست داشتنی و به
خاطر آنکه ثابت کنند او در تاریخ ماندگار خواهد بود می خواهند روی
پلاکاردهایشان این جمله را حک کنند : عاشقت خواهیم ماند، رویا ساز!
Thank you is not enough. Not for you. You gave everything to this club. Your time, heart and soul. We can’t even imagine what it was like. Being the coach of FC Barcelona. The pressure, the sleepless nights, always having all eyes on you, waiting for a mistake, waiting for something they could talk about. And still, you stayed, you fought, you taught, you showed the world the true meaning of football, you loved (in fact, you love) this club.You made so many culés so happy, for such a long time…The best coach in the history of this club. That’s what you are. How can I simply try to thank you? And more than that, you’re my hero. One of my personal heroes, someone I look up to, someone I love. Yes, someone I love. And I’m not the only one. You are loved and respected by thousands. You’re leaving a beautiful legacy behind, you made history. So, even though I know “thank you” is not enough, that’s all I can say. Thank you for everything, thank you, thank you, thank you. Thank you for what you’ve done for this team, thank you for what you’ve done for us. There will never be another you. Thank you, Pep Guardiola. You and your work will never be forgotten.Come back when you can
**سلام بچه ها...رفتن پپ خیلی ناراحت کنندس ولی نمیشه کاریش کرد فعلا خوشحال باشید از بابا شدن مسی...من که خیلی از این بابت خوشحالم... روزهای خوش بارسلونا با پپ گواردیولا برروی نیمکت مربیگری اش رو به اتمام است. مربی جوان بارسلونا، امروز به شاگردانش اعلام کرد که از بارسلونا خواهد رفت. این درحالی است که او در با بارسلونا به 3 قهرمانی متوالی ای در رقابتهای لالیگا دست یافته بود.اما گویا پپ به دنبال ماجراجویی جدیدی است. دراینجا می توانید تصاویری از حضور 4 ساله پپ برروی نیمکت مربیگری بارسا را تماشا کنید گواردیولا در تابستان سال 2007 مربی تیم پایه ای بارسلونا شد ولی در ژوئن سال 2008 از تیم پایه ای بارسلونا، به نیمکت مربیگری تیم اصلی بارسا منتقل شد اولین فصل حضور پپ برروی نیمکت مربیگری بارسا برای شکستن تمام رکوردها کافی بود. او دراین صحنه درحال شادی بعد از حذف اتلتیکومادرید در مرحله یک هشتم پایانی کوپا دل ری در فوریه سال 2009 است. فینال لیگ قهرمانان اروپا: پپ گواردیولا در کنفرانسی خبری قبل از فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال 2009 و در رم بعد از یک فصل فراموش نشدنی، پپ دومین فصل را با گلباران رئال مادرید در نوامبر سال 2009 آغاز کرد. اولین ناکامی. اینتر مورینیو،مانع از رسیدن بارسلونا به دومین فینال متوالی اش در رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا شد سومین سال و گذار زمان.چهره گواردیولا در سومین سال حضور او روی نیمکت مربیگری بارسا از سختی ههای کار خبر می دهد. این پپ است در کنفرانسی خبری در نوامبر سال 2010 دومین فینال اروپایی در سه سال اخیر: گواردیولا صعود تیمش به فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال 2011 را بدین ترتیب جشن می گیرد. دراین شب، بارسا رئال را از پیش رو برداشت تابه دومین فینال اروپایی اش در سه سال اخیر با گواردیولا برسد. جام یکی مانده به آخر؟؟: قهرمانی در جام باشگاه های جهان در دسامبر سال 2011 آخرین جام کسب شده توسط گواردیولاست.البته باید منتظر بمانیم وببینیم که در هفته های باقی مانده پپ می تواند جام دیگری را بالای سرببرد یا خیر بارسا به فینال لیگ قهرمانان اروپا صعود نکرد. چلسی بارسا را در دیداری عجیب حذف کرد تا گواردیولا نتواند در آخرین فصل حضورش در بارسا طعم حضور در فینال اروپایی دیگری را تجربه کند 











چیزی فراتر از یک مربی؛ پپ اکنون در بارسا یک سمبل است
سایت گل- پپ گواردیولا، سرمربی بارسا، به طور رسمی اعلام کرد که در پایان فصل این باشگاه را ترک خواهد کرد. این مربی 41 ساله در تمرین امروز تیمش این مسئله را به اطلاع
شاگردانش رساند و او دقایقی پیش در کنفرانس مطبوعاتی اش تایید کرد که قصد
ندارد قراردادش را با باشگاه کاتالانی تمدید کند. این مربی جوان در سال 2008 جای فرانک رایکارد را روی نیمکت
بارسا گرفت و در این مدت 13 جام مختلف از جمله سه قهرمانی در لالیگا و دو
قهرمانی در چمپیونزلیگ با آبی و اناری ها به دست آورد. او در کنفرانس مطبوعاتی اش به
خبرنگاران گفت:" می خواهم درک کنید که این تصمیم آسانی نبود. می خواهم سعی
کنم که احساسم را بیان کنم و امیدوارم طرفداران این را بفهمند. من واقعا به
خاطر ابهام هایی که در چند هفته اخیر به وجود آمد، متاسفم. من همیشه به دنبال قراردادهای
کوتاه مدت هستم زیرا توقعات در بارسا بالاست. من به عنوان یک بازیکن با این
توقعات روبرو شده بودم و می دانستم که چطور باید با آن کنار بیایم. همیشه
می دانستم که چهار سال در بارسا مانند یک ابدیت است. نمی خواستم با قرارداد
طولانی مدت خودم را به تصمیم هایی که نمی خواستم، گره بزنم. در پاییز، من به رئیس و مدیر ورزشی باشگاه اعلام کردم که این
فصل، پایان دوران حضور من در بارسا خواهد بود اما نمی توانستم این را به
بازیکنان بگویم زیرا شرایط بسیار پیچیده می شد. اکنون که دو جام مهم را از
دست دادیم، زمان خوبی برای اعلام این موضوع بود." سرمربی موفق کاتالان ها دلیل اصلی جدایی اش از این باشگاه را خستگی بیش از اندازه بعد از 4 سال کار در این باشگاه عنوان کرد. " 4 سال هر کسی را خسته می کند. من به رئیس باشگاه گفتم که
دوران من در پایان فصل به اتمام می شود. من دیگر نمی توانم چیز جدیدی به
تیم بدهم و مربی جدید باید این کار را بکند. " صحبت با رسانه ها و بازیکنان برای چهار سال انرژی زیادی از من
گرفت. می دانم که بارسا بهترین باشگاه برای مربیگری است اما اکنون زمان
مناسبی برای جدا شدن است." گواردیولا همچنین با تشکر از بازیکنانش، گفت:" می خواهم از
بازیکنانم که مسئول همه موفقیت هایی هستند که من در اینجا به دست آورده ام،
تشکر کنم. کار کردن با آنها یک افتخار بود. من با تمام شور و علاقه با
آنها کار می کردم. آنها با کار سخت و هر روزه، همه این افتخارات را ممکن
کردند. دیگر انرژی ای برای ادامه کار ندارم، نیاز به استراحت دارم.
نیاز دارم تا احساسی که در ابتدای کارم داشتم را بار دیگر به دست بیاورم.
دیگر احساس سابق را ندارم و بارسا شایسته این نیست. این تنها چیزی است که
می توانم بگویم. من به همه کارهایی که انجام دادم، افتخار می کنم. این باشگاه
نیرویی غیرقابل توقف دارد. جانشین من مربی توانایی خواهد بود و می تواند
کارش را به بهترین نحو انجام دهد."
و این پایان دوره ای فراموش ناشدنی در تاریخ فوتبال بارسلونا و دنیا خواهد بود : جدائی پپ از بارسا...
روزی
که گواردیولا بر نیمکت نیو کمپ تکیه زد هیچ کس حتی ساده انگارترین
طرفداران بارسا تصور چنین درخششی را از او و تیمش نداشتند،بارسلونی را در
مقابل داشتند که پس از موفقیت در اسپانیا و اروپا آرام آرام سیر نزولی را
طی میکرد، تیم ریکارد به زیبائی سالهای قبل نبود حتی رونالدینیوِ افسانه ای دیگر جلای روزهای اوج را نداشت...اوضاع نگران کننده شده بود که پپ با
تجربه هدایت بارسا ب پا به نیو کمپ گذشت...
کارهایی که کرده را همه میدانیم، افتخاراتش و
جامهایش بی نظیر بود، او فلسفه بارسا را به خوبی پیش برد و عملی
کرد...هدیه او به دنیا ,فوتبال زیبا بود...او تصمیمش را گرفته، گویا خیلی
قبل تر...این آخرین روزهایی است که این مرد جوان خوش پوش و خوش برخورد را در
نیوکمپ میبینیم...به احترام او شخصیتش و فوتبالی که به ما هدیه داد باید
ایستاده دست زد...کاری که همه طرفداران بارسا بعد از پایان بازی با چلسی
کردند...
از آینده او کسی خبر ندارد...اینکه کدام تیم مقصد اوست هم
روشن نیست... خوب به یاد دارم روزی که کرایوف کبیر در حال جدائی از بارسا
بود، او نیز با بارسا هر آنچه قهرمانی بود تجربه کرده بود، بارسای او نیز
چشم نواز بازی میکرد...
آخرین جملهاش این بود : که دیگر چیزی برای ارائه به شاگردانم
ندارم...او هنگامی رفت که همیشه ماندگار شد، هنوز هم کرویف و تفکراتش در
بارسا تاثیر گذارند و اکنون این پپ بزرگ بارساست که راه او را میرود تا برای
همیشه نامش در تاریخ این باشگاه ماندگار شود...
او برای همیشه در بندر بارسلون قهرمان میماند...خداحافظ پپ..Adios Pep... 

سایت گل- ژوزه مورینیو، مربی پرتغالی رئال
مادرید در پایان دیدار 4شنبه شب ورزشگاه سانتیاگو برنابئو به شدت ناراحت
بود. با وجود برد 1-2 تیمش، با توجه به نتیجه بازی رفت، بازی به پنالتی
کشیده شد و رئال در رسیدن به فینال رقابتهای لیگ قهرماانان اروپا ناکام
ماند و مورینیو درپایان این مسابقه از حذف تیمش ناراحت بود. او درکنفرانس
خبری گفت:« برای یک تیم سخت است که درطول دو سال به دو نیمه نهایی
برسد.برای یک مربی هم سخت است که در 8 سال در 6 نیمه نهایی حضور داشته
باشد. اما ما شایستگی صعود به فینال را داشتیم. بایرن شانس بیشتری داشت.» مربی رئال درادامه صحبتهایش گفت:« یک بحث، بحث
بازی کردن برای قهرمانی در یک تورنمنت است و بحث دیگر این نیست. بازیکنان
من فوق العاده اند ولی ما اندکی شادابی و قبراقی فیزیکی کم داشتیم. فقط
کسانی که پنالتی را زدند لغزیدند و قطعا من نلغزیدم. البته باید بگویم که
آنهایی که پنالتی ها را زدند، همان کسانی هستند که جگر پنالتی زدن را
داشتند. بعد از ناراحتی شنبه شب ضد مادریدی ها، امروز آنها شاد شده اند.» مورینیو ادامه داد:« آنها سوپرمن های واقعی
هستند و من ناراحت شدم که مردم فراموش نکرده اند که مسی هم یک پنالتی
سرنوشت ساز را خراب کرد. امروز هم سه بازیکن ما پنالتی هایشان را خراب
کردند. می خواستید تا زمانی که بازیکنان می میرند بازی ادامه پیدا کند؟ این
حد و مرز نهایی اش بود. » درادامه صحبتهای مورینیو که در وب سایت روزنامه
مارکا بازتاب یافت می خوانیم: « در فینال لیگ قهرمانان اروپا، تیم پنجم
لیگ برتر مقابل تیم دوم بوندس لیگا بازی خواهد کرد. من در جدول برنامه های
لیگ ایتالیا، چیزهایی را از جمله برگزاری بعضی از بازیها در روز جمعه را
تغییر دادم ولی اینجا در اسپانیا به نظرات من گوش نمی کنند. اگر ما در
لالیگا قهرمان شویم فوق العاده خواهد بود ولی ما خواسته های بیشتری داریم.
فضای زیادی برای رشد پیش روی ماست.» این مربی پرتغالی ادامه داد:« بازیکنان باید
همسرها و فرزندانشان را ببوسند و با سربلندی ورزشگاه را ترک کنند. من فشاری
که روی بازیکنانم بود رالمس می کنم من از شادی دیگران بیشتر از شادی خودم
لذت می برم و این حذف برایم دردناک بود؛ چون بازیکنانم برای رسیدن به
اینجا خیلی تلاش کرده بودند.ما 4 بازی دیگر تا پایان این فصل فاصله داریم و
باید 6 امتیاز کسب کنیم. حالا تنها هستیم و به آنچه می خواستیم به تنهایی
رسیدیم. اگر قهرمان شویم، فصل را به خوبی به پایان برده ایم.» مورینیو همچنین درتمجیداز رونالدو گفت:«
رونالدو فوق العاده است.من او را با مسی مقایسه نمی کنم. البته ما راجع به
دو بازیکن بزرگ صحبت می کنیم. من می گویم که کریس امسال بهتر از مسی خواهد
بود.» *****
تیم چلسی در کل 180 دقیقه 4 شوت داخل چارچوب داشته که 3 تای
آن گل شده ولی بارسلونا از 11 شوت داخل چارچوب تنها 2 بار موفق به گلزنی شده است.
تعداد کل شوت های دو تیم برای بارسلونا 46 (24 در بازی رفت
و 22 در بازی برگشت) و برای چلسی 12 (5 در بازی رفت و 7 در بازی برگشت) بود.
در کل 180 دقیقه 73% مالکیت توپ در اختیار بارسلونا بوده
است.
بازیکنان بارسلونا در مجموع دو بازی 1537 پاس به یکدیگر
دادند (782 در بازی رفت و 755 در بازی برگشت) که این تعداد تقریبا 5 برابر تعداد
پاسهای بازیکنان چلسی بود که 329 بار به یکدیگر پاس دادند (194 در بازی رفت و 135
در بازی برگشت)
تعداد کرنرهای دو تیم 18 در برابر 2 بود.
تعداد پاس های صحیح ژاوی در مجموع دو بازی 295 پاس بود که
تنها 34 بار از مجموع کل بازیکنان چلسی در 180 دقیقه پاس داده است. این در حالی
است که ژاوی 180 دقیقه در زمین حضور نداشت.
در بازی برگشت در نیوکمپ که ژاوی 90 دقیقه بازی کرد، تعداد
پاسهای ژاوی 168 و تعداد کل پاسهای بازیکنان چلسی 135 بود.
ولی نکته جالب در مورد بازی با چلسی این بود که هر 3 گل
چلسی در دقایق تلف شده بازی به ثمر رسید. یعنی دقایقی که تجربه ثابت کرده که
بازیکنان بارسا به خصوص مدافعان این تیم با کمی بیخیالی بازی را دنبال میکنند
****
به او مــی گفتم که به باشگاه
خوش آمدی,از این به بعد بارها گریه خواهید کرد,بعضی وقتها لبخند می زنید و بعضی
وقتها شکست می خورید و به تیم برنده تبریک می گویید و در اخر به اینده فکر می
کنید, چــون این فلســـفه بارسلونــــا است.
مورینیـــو: آنهایی که پنـــــالتی خراب کردند، همان هایی بودند که جگر داشتند؛در رئال می مانم

















آنها
هشت روز زمان داشتند .بدشانسی دیگر بارسا این بود که دیدار وسطی مهمترین
دیدارشان در لالیگا بود و آنها نمیتوانستند آنرا جدی نگیرند .متاسفانه یا
خوشبختانه به کورس قهرمانی بازگشته بودند و شرایط ایجاب میکرد از همه توان و انرژی خود در جهت کسب سه امتیاز استفاده کنند. در مقابل حریفشان چلسی در کورس قهرمانی قرار نداشت و توانسته بود به خیلی از بازیکنان تیمش در بین دو بازی استراحت
دهد.گواردیولا حتما شناخت خوبی از قوای جسمانی بازیکنانش داشت و میدانست که
بازیکنان کلیدی تیم مانند پویول ، ژاوی و اینستا از توان کافی برای دویست و
هفتاد دقیقه بازی متداوم در سه دیدار سنگین شش روزه برخوردارنیستند . پپ دو
راهکار داشت یکی اینکه به این سه بازی به شکل یک پکیج و بسته نگاه کند .
چینش های مختلف را برای تقسیم انرژی بین بازیکنان مختلف بخصوص بازیکنان
کلیدی در نظر گرفته تا به کل تیم فشار نیاید و با تقسیم دقایق بازی از
خستگی آنها جلوگیری کند ؛ راهکار دوم این بود که بازی به بازی جلو رود در هر بازی پس از حصول نتیجه در ۴۵یا ۶۰دقیقه اول مهره های کلیدی خود را بیرون کشیده و به آنها استراحت دهد پپ راهکار دوم را انتخاب کرد .راهکاری که ریسکی تر بود اما بجای روی سکه ، پشت سکه را به او نشان داد. فوتبـال همه ی فوتبـال است کمی
ریسک منفی ، کمی بدشانسی ، کمی اشتباهات مربی و بازیکنان ،کمی جدول بد
بازیها ، کمی برنامه ریزی غلط برای سه بازی و البته خستگی زیاد آنها را از
دو جام دور کرد. اگر آنها گردنه چلسی را رد میکردند با توجه به استراحت چند روزه قبل از فینال به احتمال
فراوان میتوانستند قهرمان اروپا شوند.اما به هرحال از سال قبل نحیف تر
بودند و نقاط ضعفی داشتند که حریفان از آن بخوبی استفاده کردند . نگاه به آینــده بارسا
در نگاه کوتاه مدت برای سال آینده نقاط ضعفی دارد که آنها را باید پوشش
دهد .یک دفاع چپ (گرت بیل ،تاتنهام )یک مدافع مرکزی با خصوصیات هافبک دفاعی
( خاوی مارتینز ، بیلبائو ) و یک هافبک نفوذی با خصوصیات نزدیک به ژابی و اینستا ( دیوید سیلوا ، من سیتی ) آنها را خیلی روبراه خواهد کرد . در
عین حال آنها باید به فلسفه بارسا پایبند باشند. روح لاماسیایی و کاتالانی
در تیم باید جاری باشد.به مدد همین روح و فلسفه جاری در تیم بود که موفقیت
های چند سال اخیر بدست آمد بازیکنانی از تیم دوم امسال به میدان رفتند که
در صورت روند ادامه استفاده آنها در فصل جاری می توانند جانشینان شایسته
ایی برای بزرگان تیم باشند. مارتین مونتایا (دفاع راست )، تیاگو و سرخی روبرتو (هافبک ) ایساک کونکا و کریستین تیو ( بال کنار ) از جمله این بازیکنان هستند. برای پپ خسته بودی... حتی اگر نشان نمیدادی ، چشمانت گواهی
بودند ، چشمان آدمها هرگز دروغ نمیگویند. شاید کمی آرامش و استراحت کمکی
باشد اما رفتنت از بارسا بچه های لاماسیا را یتیم خواهد کرد... هیچ دایه ایی
مهربان تر از مادر نخواهد شد. دیگر کسی آنها را به بازی نخواهد
گرفت. ماندنت برای تیم معنایی را میدهد که رفتنت را بی معنا میکند. اگر از
خستگی و دلتنگی های این روزهای بی مرام سری به سانتا پدور و به خانه پدری زدی ، دن خوان همسایه را اگر دیدی شعری در وصف حال این روزهایت از لورکا برایت خواهد خواند: " من که رام کننده ستاره های تاریک امـ راه خود را پی میگیرمـ تا آن دم که همه عالمـ از کوچه باریک کبود به قلب من در نشیند..."



مسی که مسی نباشد بارسا نصف میشود...
دیشب استرس پپ کنار زمین و گریه های مسی و ژاوی اشک هممونو در آورد...
حذف شدیم ولی پرچم هنوز بالاســـت...حالا بیشتر از هر زمان دیگه ای دوست داریم...
هستــــیم و خواهیـــــــــم بود...
آخرین پست ها