تبلیغات
قلب ما آبی و اناریســت .. - عکسای بازی + تولدای بارسایی +........
 
درباره وبلاگ


با کدامین واژه درد هایت را معنا کنیم زمانی که تو تمام رنج هایت را پشت لبخند آرام و همیشگی ات پنهان کردی و وانمود کردی که هیچ رنجی وجودت را به لرزه در نیاورده...
اما رفتی و بغضی عجیب سراغ ما آمد و تا ابد می ماند و نشان می دهد فراق تو را هیچ چیزی جایگزین نخواهد بود...
بهشت جاودان پیشکش تو بخاطر تمامی مهربانی هایت...در خاطر ما می مانی تا وقتی مهربانی ها و خوبی ها هنوز هم نفس می کشند...

مدیر وبلاگ : .:: قلب ما آبی و اناری است ::.
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کدهای عکس و تصویر
قلب ما آبی و اناریســت ..
ما زنده ایم تا پرچم آبی و اناریت را زنده نگه داریم...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 15 فروردین 1392 :: نویسنده : sama A


سلام به همگی... عیدتون پس آ پس مبارک....عذرخواهی میکنم به خاطر غیبت طولانی مدت خیلی سرم شلوغ بود اما فکرم اینجا هم بود... 2 یا 3 هفته پیش تصمیم گرفتم به گذاشتن یه پست خیلی تپل ، واسه همین کلی عکس ادیت کردمو و کلی مطلب جمع کردم...
امیدوارم خوشتون بیاد..


اول از همه از عکسای بازی با P$G  شروع میکنم..
همونطور که میدونین با کلی بدشانسی و ناداوری 2-2 مساوی کردیم تو خونه حریف که نتیجه ی بدی هم نبود اما گرون تموم شد..
ماسکرانو 6 هفته مصدوم شد و کینگ لئو هم 10 روز از میادین دوره.... گفته میشه لئو به بازی برگشت تو کمپ نو میرسه...




....






شخصا دلم خیلی واسه تیتو تنگیده بود....



Come on guys ...
It's not bad ...



اگه بخوایم منصف باشیم ویکی عالی بود یعنی واقعا اگه نبود خیلی از ضد حمله های P$G گل میشد....
گل دوم اونا هم باید بگم اگه دقت کنین توپ اول به پای مارک بارترا خورد منحرف شد و بعد گل شد... که واقعا نمیتونیم بگیم اشتباه فاحش والدس بوده...



ژاوی چند هفته پیش یا نامزدش نوریا ملاقات یه بچه معلول به نام میگوئل رفتن
ژاوی این گلو به میگوئل تقدیم کرد...



فابرگاس بعد بازی از بکام خواست که پیراهنشو به اون بده و بکام هم قبول کرد...
فابرا پیراهن بکامو به خواهرش کارلوتا که هوادار بکامه داد....
کارلوتا هم تو صفحه توییترش یه تشکر ویژه از داداشش کرد و اونو بهترین برادر دنیا خوند...



فیسبوک مسی :
خوشبختانه مصدومیتم جدی نیست...



*****

امروز بلاخره پسر کارولینا و پدرو به دنیا اومد...
امروز پدرو توی توییترش این خبر رو داد و نوشت"امروز روز بسیار شادی برای خانواده من است." و از همه برای پیام های تبریکی که داده بودن تشکر کرد


" امروز در بارسلونا پسرم برایان به دنیا آمد، که مثل مادرش خارق العاده است."







پدرو و کارولینا زوج خیلی خوشبختی هستن...






کارولینا مارتین متولد  1985 یا 1986 است. آنها یکدیگر را زمانی ملاقات کردند که پدرو 17 ساله بود و کارولینا 22 ساله. کارول میگوید:( پدرو در تیم نوجوانان بارسا توپ میزد و من به تماشای بازی های او میرفتم.)

 او مانند پاتریشیا گنزالس همسر داوید ویا با حضور در جام جهانی در آفریقای جنوبی شناخته شد. او در بازی های یورو 2012 هم به همراه پدرو به لهستان رفت. در آن بازی ها پدرو به دلیل مصدومیت داوید ویا پیراهن شماره 7 تیم که مال ویا است را پوشید. کارول در این باره یگوید:( ما ما خیلی زیاد دلمان برای داوید ویا تنگ شده بود زیرا او یک هم تیمی بزرگ است.)



پدرو درباره ی کارول خیلی کم صحبت میکند اما کارول میگوید:( قبل از آشنایی با پدرو هیچ شناختی از فوتبال نداشتم اما از وقتی با او هستم او بعد هر بازی به خانه می آید و دوباره فیلم بازی را میبینیم و بازی او را نقد میکنیم.)





تولد بعدی، تولد والریا اینیستا ارتیزه....


والریا دیشب 2 ساله شد...






بوس و گاز آزاد....



کیک تولدشو خواهر آنا، مارتا طراحیی کرده بود...





*****

از نگاه داوید....


برای من هیچ چیز به اندازه لذتی که پس از بیدار شدن از خوابی راحت به من دست می دهد لذت بخشنیست. این شادمانی بیدار شدن در صبح زود از آن کیمیاهایی است که خیلی ها تجربه اش نکردند و با آنبیگانه هستند. اما یکی از بهترین دلایل به وجد آوردن من همین است.

 

نقطه ضعف بزرگ من این است که وقتی ببینم کسی دارد به من دروغ میگوید نمیتوانم خود را کنترل کنم و نگهدارم و همانجا به او میگویم که دروغش را متوجه شدم، این میتواند از نظر خیلی ها زننده باشد اما عادتی استکه نمیتوانم ترکش کنم و چاره ای برایش پیدا کنم.


از اینکه در مسابقات 20 سوالی شرکت کنم خوشم می آید چون حدس زدن یک هیجان خاصی دارد و من اینرا خیلی دوست دارم. اینکه با حدس زدن آن هم در دفعات کم بشود یک چیز را برملا کرد واقعا جالب و لذتبخش است. یکجور رمزگشایی است.


نمیدانم تا به حال از این تصاویر که شما را به اشتباه می اندازد دیده اید یا نه، واقعا متحیر کننده است. گاهیکه یه چنین مواردی بر میخورم میگویم که چطور می شود آدم به چشم هایش اینقدر اعتماد کند یک جور هاییبامزه است اما یک جورهایی هم نشان می دهد خیلی چیزها همانی نیستند که می بینیم.

 

کل تفریحی که در بچگی به خاطرم می آید این بود که با پدرم به گردش می رفتم، البته او چندان سن و سالمن را درک نمی کرد، مثلا من را به جاهایی می برد که برای من در آن سن اصلا جذابیتی نداشت. مثلا به موزهمی رفتیم که من هیچوقت از آن سر در نمی آوردم و برایم خسته کننده بود.

 

من به اندازه کافی فرز و چابک نبودم، نمی دانم شاید از تنبلی بود اما حالا در زمین به سرعت این طرف و آنطرف می روم. شاید عوض شده ام ولی مطمئن هستم که یک روز اصلا دلم نمی خواست با سرعت بدوم.فوتبال به کلی مرا تغییر داده است.

 

چقدر موش جانور عجیب و ترسناکی است، این حیوان به نظر من مساوی با جویدن است. البته از بعضی انواع آن خوشم می آید اما از اینکه دائم به دنبال جویدن هرچیزی هستند حس خوبی ندارم چون باعث بهم خوردنحالم می شود.

 

هیچکدام، جواب مورد علاقه من است وقتی از من درباره اینکه کدام چیز را ترجیح می دهم ، می پرسند، این رامی گویم چون اصلا دوست ندارم چیزی را با هم مقایسه کنم و یکی را انتخاب کنم برای همین میگویم کهدردسری نداشته باشم و خیالم راحت شود.

 

حضور در مراسم و جشن های رسمی به نظرم دست و پاگیر است. من با راحت بودن احساس بهتری دارمچون زیاد از اجبار دل خوش ندارم ، بعضی از مقررات بسیار خشک هستند و همین باعث شدهکمتر در مجامع رسمی حضور داشته باشم.

 

زیباترین نقل قولی که شنیده ام متعلق به ناپلئون بوده که گفته " غیر ممکن، غیر ممکن است" من به این باوردارم و به عقیده ام اصلا شعار نیست بلکه میتوان به آن دست پیدا کرد آدم متولد تا به هرچیزی که می خواهدو اراده می کند برسد.

 

در مدرسه مجبور بودیم بعضی از چیز ها را حفظ کنیم و سرکلاس دوباره بخوانیم این کار عذاب زیادی برایمداشت و اصلا خوشایند من یکی نبود، همیشه سعی می کردم خودم را در آن موقع به نوعی دور از کلاسنشان بدهم تا کسی نخواهد مرا برای از حفظ خواندن صدا کند. 

 

دیدن دریا همیشه نشاط آور و لذت بخش است منظره غروب دریا و بیشتر از آن طلوعش یک آرامش خاصیدارد، البته من دوست دارم در ساحل تنها باشم و تا کیتومتر ها از من کسی نباشد. تنها بودن کنار ساحل برایمبهتر از درکنار جمع بودن است.

 

تغییر کردن و عوض شدن را دوست دارم اما دلم نمی خواهد روزی برسد که فکر کنم تافته جدا بافته هستم و بادیگران تفاوت دارم. اصولا آدم های خودبین یا به عبارتی خود بزرگ بین حال آدم را می گیرند و حس بدی به منمنتقل می کنند.

 ....

سال ها پیش وقتی خیلی کوچک بودم من را از یک افسانه به نام مرد حصیری ترسانده بودند میگفتند او بابچه های شیطان که به موقع نمی خوابند دشمن است و آنها را می خورد. اما من همیشه مخصوصا می ماندمتا او را ببینم که ناگفته پیداست آن را ندیدم چون خورده نشدم و اینجا هستم!! 


زرد رنگ مورد علاقه من است که اگر دست من بود می گفتم همه ساختمان های جهان را زرد رنگ کنند، منهمیشه وقتی کسی را دوست دارم برایش گل زرد می خرم، این نهایت محبت من به یک نفر است، رنگ زرداتفاقا سرزندگی و شادابی را به همراه دارد.



  Villa describing his wife Patricia: 

“My teammate for all my life. We’ve spent many years together, and every day I love her more. She has given me wonderful children, and I enjoy every day of her company.” in the El País interview with him

او هم تیمی من برای تمام عمرم است. ما سال ها است که با هم هستیم و من هر روز او را بیشتر دوست دارم.

او به من فرزندان فوق العاده داده و من هر روز از بودن با او لذت میبرم.



ویا بصورت طعنه آمیز در مصاحبه ی اخیرش با
ال پاریس گفت :" رابطه ی من و مسی بقدری بد است که او نصف گل های من را پایه ریزی کرده است."

"مسی باور نکردنیست، مردم درباره ی گل هایش صحبت میکنند، و من این را درک میکنم، اما فوتبالی که او برای هم تیمی هایش پایه ریزی میکند فوق العادست. او یک چرخ دنده ی اضافی دارد، چیزی که بازیکنان دیگر آن را ندارند."

کفش های داوید در فینال CL 2011 ومبلی..

D برای داوید

p پاتریشیا

Guaje لقبم

villa فامیلیم

"وقتی این کفشو پوشیدم احساس خوشحالی داشتم."



تمدید قرار دادم؟؟ اون مال آیندس...
به نظر من بزرگترین بی احترامی به تیممه که با توجه به بازی های سخت آینده در مورد تمدید قرار دادم صحبت کنم...





الکسیس سانچز:
"من به بارسا اومدم تا برای نوه هایم بگویک که برای قهرمانی در بارسا بودم،
نه برای پول"





ژاوی:
"من تقریبا باور کردم که مسی تمام جوایز این رشته رو میبره و من هیچ وقت هیچ جایزه انفرادی رو کسب نخواهم کرد....



پای چپ خواهرم در حد پای چپ مسیه....
بچه که بودیم هنگام یارکشی همیشه اول او را میکشیدم.. اول همه به من میخندیدند اما بعدش متوجه میشدند که برای چه این کار را کردم...



در بازی با میلان وقتی مسی گل دوم رو زد با تیم خوشحالی نکرد...
آخه چند دقیقه قبلش دفاع یه اشتباه بد کرده بود ورفته بود پیش مداغعان تیم و بهشون روحیه میداد....



تری:
"بچه هام مسی رو بیشتر از من دوست دارن..."



خیلی به این جمله اعتقاد دارم....



بازی با سلتا اریک بعد 1 سال تو لیست 18 نفر بود...





همسر آبیدال نام اریک رو رو انگشتش تتو دارد



دنی:"قدم زدن کنار ساحل با یه سگ بهتر از داشتن دوستان سگی است."



///













تیو رو دوس دارم....
شبیه خیاره....



کی این گلو یادشه؟؟؟؟



مطمئنن کابوس رئال در آینده میشه....
جرارد دئولفو...





با نبود مدافعامون به احتمال زیاد مارک بیشتر بازی خواهد کرد...



یه سری سوال از داوید...

بزرگترین نقطه ضعف؟
طبق گفته های همسرم بایددر خانه مرتب تر باشم وشلختگی راکنار بگذارم.
خرافاتی هستی؟
نه زیاد. تنها نکته ای که برام مهم است. این است که درهردیدار. باپای راست واردزمین مسابقه می شوم.
یک ورزش ویک ورزشکار؟
تنیس ورافا نادال.
اولین پیراهنی که هدیه گرفتی؟
پیراهن تیم ملی اسپانیا.
تصویرورزشی ای که هرگز ازذهنت پاک نمیشه؟
گلی که دررقابت های یورو وارد دروازه سوئد نمودم.
تصویرکلی که هرگزاز ذهنت پاک نمیشه؟
تولد دخترانم.
آخرین بازی که گریه کردید؟
درمرحله نیمه نهایی جام کنفدراسیون ها وزمانی که مغلوب آمریکا شدیم.
چیزی که تورا به شدت عصبانی میکند؟
وقتی درحال رانندگی هستم ودخترانم جیغ می کشند.
اولین خاطره ای که از جام جهانی درذهنت نقش بسته است؟
متاسفانه ضربه آرنجی که تاسوتی درجام جهانی ۱۹۹۴ به لوئیز انریکه زد.
عادت بد؟
شکلات.
یک سمبل اسپانیا؟
ایکر کاسیاس
سمبل دوران ورزشی؟
لوئیز انریکه.
زمانی که خردسال بئدی پوستر چه کسانی رادر اتاقت داشتی؟
پوسترهای زیادی داشتم. پوسترهای لوئیزانریکه و گواردیولا.
بهترین توصیه واندرزی که در زندگی دریافت کردی؟
ازپدرم.انچه که بیش ازهرچیز دیگری شنیده ام این بود که همیشه سعی کن خودت باشی وهیچ چیزی نبایدتوراتغییر دهد.

بارسلونای کنونی به یک سمبل جهانی تبدیل شده.تصویری که تیتو ویلانووا با پسرش روی توییتر اومد نشون میده در یک زندگی شکست میخوری ، بلند میشی و اونقد مبارزه میکنی تا پیروز بشی.اما تصویر بزرگی که برای همه ما به زودی میبنمش فینال لیگ قهرمانان اروپا و بالا بردن جام توسط بارسایی هاست اونوقت که یاد این جمله : دوباره آن را انجام خواهیم داد میفتیم .


تموم شد...
پوکیدم...
خوب بود؟؟؟







نوع مطلب : عکس های تمرینات و هر بازی بارسلونا، عکسهای ویژه بازیکنان بارسلونا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 16 تیر 1396 19:47
Hello I am so thrilled I found your webpage, I really found you by mistake, while I was looking on Digg for something else, Nonetheless
I am here now and would just like to say many thanks
for a marvelous post and a all round exciting blog (I also love the theme/design),
I don’t have time to read it all at the minute but I
have bookmarked it and also added in your RSS feeds, so when I have time I will be back
to read much more, Please do keep up the superb b.
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 15:20
You should take part in a contest for one of the highest quality websites online.
I am going to recommend this site!
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 05:25
ریشه از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب در آیا واقعا کار درست با من
پس از برخی از زمان. جایی در سراسر پاراگراف شما قادر به من مؤمن اما فقط برای کوتاه در حالی
که. من هنوز مشکل خود را با جهش در منطق
و شما خواهد را سادگی به کمک پر
همه کسانی معافیت. در صورتی که شما در واقع که می توانید انجام من خواهد قطعا بود مجذوب.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:30
Excellent article. I am facing some of these issues as well..
شنبه 2 اردیبهشت 1396 01:38
Wow, that's what I was searching for, what a data! present here at
this webpage, thanks admin of this web page.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 17:04
Your mode of telling everything in this piece of writing is genuinely good,
every one can easily know it, Thanks a lot.
جمعه 25 فروردین 1396 09:18
Sweet blog! I found it while searching on Yahoo News.
Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News?

I've been trying for a while but I never seem to get there!
Appreciate it
جمعه 16 فروردین 1392 21:10
خودش گفت دیگه!!
sama A

مرسی بازم
جمعه 16 فروردین 1392 20:06
ببخش دیر جواب میدم سما جون، نه من ننوشتم.شاید شباهت اسمی هست
sama A

باش مرسی
جمعه 16 فروردین 1392 19:53
مرســــــــــــــــــــــی سمـــــــــــــــــا جـــــــــــــــــون
حرفــــــــــــ نداشــــــــت...
sama A

به پای آپای شما نمیرسه....
جمعه 16 فروردین 1392 19:35
ممنون عالی بود

فقط یک سوال:
توی اون عکس که تیو و بارترا هستن ، سمت راستیه دلفائو ست؟
sama A

دئولفو ؟؟؟
آره همونه
جمعه 16 فروردین 1392 18:35
محشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر بود عزیزم.
عالی واقعا ممنون
sama A

مرسسی عجیجم...
جمعه 16 فروردین 1392 18:33
آفرین دوستم عالی بود...
ببینم کی جرعت کرده به سموله بگه ازش متنفره...
اگه جرعت داره بیاد حالشو بگیرم...
sama A

میدونم موحی جان آپای من همیشه خوبه... (زبون درازی)....
ببین میدونی چیه؟؟؟
اصن وقتی یکی باهات لجه یعنی اینقد خوب بودی که حسودیش شده پس بیخیلش عشخم...
جمعه 16 فروردین 1392 17:35
عالییییییی بود خیلی وقت به اپ به این پر باری کسی اینجا نکرده بود…
حرفای داوید خیلی خوب بود حال کردم
تولد والریا جون که عشق منم هست خیلی مبارک
قدم نو رسیده مبارک باشه
مرسی
sama A

مرسی....
جمعه 16 فروردین 1392 16:20
خدایی خیلی اپت خفن بود!
نه خسته سما!
sama A

مرسی عزیزم...مائدو جون تو ج منو بده نرگس نی..
fan fiction داوید ویا رو نرگس جون مینوشت؟؟؟
جمعه 16 فروردین 1392 14:21
آپت عآلی بود خیلی مرسی

تولدا هم به طرفداراشون مبارک

خدایی بچه ی اینیستا خیلی نازه
sama A

قابلی نداشت عزیزم..
جمعه 16 فروردین 1392 13:51
merci,fogolade bod,ajab api bod behtar az in nemishod,to narahat nasho age baaziya kheyli jav midan.bazam migam aaliiiiiiiii bood
sama A

مرسی عاغا نیما....
جمعه 16 فروردین 1392 13:06
ممنون عالی بود آبجی گل
sama A

خواهش میکنم داداش.
جمعه 16 فروردین 1392 12:14
خوب بود؟ عالی بود دختر!
دستت درد نکنه
sama A

:D
جمعه 16 فروردین 1392 10:41
یارو دگه کیه سما
sama A

همونی که تو نظرا میگه ازم بدش میاد...
نظرایه اول رو نگا کن میبینیش...
جمعه 16 فروردین 1392 02:30
Upet aaali bud aji:-)
Khodeto narahat nakon:-)niki hava sarvaresho daaaare:-Dbaaale baaale:-D:-)
sama A

سما قربونت بره...
جمعه 16 فروردین 1392 01:58
مرسی عالی بود
sama A

خواهش
جمعه 16 فروردین 1392 00:08
آپت فوق العاده بود
مرسی
sama A

مرسی نرگس جون...
نرگس یه سوال fan fiction داوید ویا رو تو مینوشتی؟؟؟
جمعه 16 فروردین 1392 00:03
خییییییییلی وب زیبایی داری دمت گرم دوستم
sama A

مرسی اما اینجا وب من نیس...من نویسندم اینجا...
پنجشنبه 15 فروردین 1392 23:58
عالی بود
یعنی خوشم می یاد داوید ویا به خودم رفته همه چیزش از دم
و اینکه عاشق اینم که عاشق زنشه
پنجشنبه 15 فروردین 1392 23:56
بدبخت داوید چه قد زن زلیله!:)
sama A

چرا بیچاره؟؟؟
پنجشنبه 15 فروردین 1392 22:20
انصافا حال کردمبعضی ها یاد بگیرن
sama A

مرسی....
اما من آخر نفهمیدم مشکل اون یارو چیه با من؟؟؟
پنجشنبه 15 فروردین 1392 22:05
خوشم اومد ولی حیف که ازت متنفررررررم حیف.
sama A

چرا اونوقت؟؟؟
مگه چیکارت کردم؟؟؟
پنجشنبه 15 فروردین 1392 22:04
عالی بود
sama A

مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر